-
75
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1391 20:56
چندبار اومدم تو این وب گاهی گله کردم گاهی شکر کردم...هر بار یه چیزی خواستم! ولی نمی دونم چرا یه مشکلی پیش می اومد و نمی شد ارسال شه! تا این ک امروز این شعر رو خوندم از دکتر شریعتی!... همه ی حرفامو زده... خواستم هدیه بدم به تو... به خدای خودم! خدای خوبم! "پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل...
-
74
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1391 22:25
سلام خدا؛ خوبی؟ خب الان میخواستم یه خبر خوب بهت بدم که خوبتر بشی مـــــــن اصــــــــــــلا خــــــــــوب نــِیــســـتـــم!!!! خیالت راحت شد؟؟ پس دیگه ادامه نده،باشه؟ کشش ندارم میدونی خدا، یه حرفایی هست که گیر کرده لابلای بغض توی سینه م! بابا آخه چی کار کردم که هی له میکنی منو؟؟ جواب بده دیگه جمعه 30 دی 1390 ساعت 12:33
-
73
سهشنبه 9 خردادماه سال 1391 21:24
کی نوبت من میشه؟ سلام فردا امتحان دارم حواست میشه به من باشه؟ پنجشنبه 29 دی 1390 ساعت 00:39
-
72
دوشنبه 8 خردادماه سال 1391 21:22
نمیدونی چقدر قند تو دلم اب شد و خوشحال شدم درست همون لحظه که ازت یه تاکسی خواستم برام فرستادیش مرسی که صدامو از اعماق وجودم میشنوی سه شنبه 27 دی 1390 ساعت 04:24
-
71
شنبه 6 خردادماه سال 1391 21:35
سلام! خوبی خدا جون؟ دوستت دارم! خیلی زیاد!باور کن! یکشنبه 25 دی 1390 ساعت 23:15
-
70
جمعه 5 خردادماه سال 1391 22:27
خدایا نمیشه پارتی بازی کنی؟نامه های من رو زودتر پست کنی یکشنبه 25 دی 1390 ساعت 03:19
-
شب ارزوها
جمعه 5 خردادماه سال 1391 09:38
خداجونم میدونم اگر تو بخواهی هرشبمون شب آرزوهاست اما امشب رو به این نام میشناسیم و به حرمتت چندتا از آرزوهام رو ازت میخوام: - قبل از همه چیز اون چیزی که خیره و به نفعمون بهمون بده - سلامتی و طول عمر پدر و مادرم - سلامتی کامل داداش محمد و دلخوشیش - بازشدن گره های زندگیم - موفقیت هرچه بیشتر من و همسری تو کار و زندگی...
-
69
چهارشنبه 3 خردادماه سال 1391 21:24
سلام.سلام. هزاااار تا سلام خدا جونم می خوام ازت تشکر کنم...تشکر بابت همه همه چیزهایی که بهم دادی...که خیلی هاشون یه روزی برام آرزو های بزرگی بودن اما بعدشم می خوام بهت بگم که خدا جونم میشه که بازم چیزایی رو که ازت می خوام بهم بدی؟میدونم که میدی..زود زود و به قوا یه عزیزی با خیر و عافیت الهی آمین برا همه همه دوستام هم...
-
68
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 20:48
عاشقتم... فقط بخاطر اینکه به حرف بنده هات گوش نمیکنی ... خدایش فقط خودت بلدی باید چکار کنی ولا غیر چهارشنبه 21 دی 1390 ساعت 09:54
-
67
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1391 22:21
چی بگم که هرچی باید بگl خودت میدونی! دیدی امروزو؟ اذیتم نکن انقدر! به خدا اذیت میشم وقتی باعث اذیتت میشم! وقتی ازم ناراحت میشی! بذار پاک بمونم! حالا یه بارم بندتو امتحان نکنی،آسمون به زمین نمیاد! باور کن! سه شنبه 20 دی 1390 ساعت 13:56
-
66
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1391 00:40
خداجون چون تنها بودی این همه آدم رو آفریدی نمیدونستی این همه انسان ، یعنی یک دنیا مشکل ، یک دنیا درد ، یک دنیا آرزو میبینی ، بازم تنهایی ... دوشنبه 19 دی 1390 ساعت 13:37
-
65
جمعه 29 اردیبهشتماه سال 1391 21:57
خدایا تنهام تنهاااااااااااااااااااااا بگیر از من این تنهایی رو خدایا عشق میخوام دوست داشتن میخوامممممم خدایا دلم تنگ/ه دوشنبه 19 دی 1390 ساعت 00:11
-
64
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1391 21:04
خدایا مشکل همه رو حل کن مریضها رو هم شفا بده یکشنبه 18 دی 1390 ساعت 21:25
-
63
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 21:34
خدایا کمکم کن خواهش می کنم... شنبه 17 دی 1390 ساعت 21:35
-
62
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 23:03
اینجا برای خداست پس برا ی تو می نویسم سلام.سلام عزیزم. سلام پناهم.سلام. سلام هایم را بپذیر گیریم من حالم خوب باشد یا نه.گیریم تو به کسی چند متر آن طرف تر من، آرامش دادی و به من حسرتش را.گیریم که من این همه عذاب را تحمل میکنم و تو داری همه اش نظاره می کنی.دراستخاره و فال حافظ و دهن همه ی بزرگان گذاشته ای که صبر...
-
۶۱
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1391 12:36
خدایا باز صبح شد :( باز شروع شد.... کمک کن تا بتونم سختی ها رو تحمل کنم شنبه 17 دی 1390 ساعت 09:18
-
60
جمعه 22 اردیبهشتماه سال 1391 23:19
از صبح چند بار اینجارو باز کردم که برات بنویسم ..نتونستم. علاج دل شکسته چیه خدا؟ پنجشنبه 15 دی 1390 ساعت 14:20
-
59
جمعه 22 اردیبهشتماه سال 1391 00:27
یا ما آدما خیلی همه چی رو بزرگ می کنیم!و دردا و مشکلاتمونو بزرگ می بینیم! یا واقعا شما!یجورایی داری از زیر کار در می ری! امیدوارم فارسی بلد باشی و یهو نگی همه عربی بنویسن!این دری وری (!)ها چیه؟ چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 23:11
-
58
چهارشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1391 22:10
اولللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل خداجون نمی دونی چه حس خوبیه آدم تو وبلاگ خدا اول بشه خیلی دوست دارم هوامو داشته باش سلام یادم رفت سلام اون قبلی هم من بودم چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 21:50
-
57
سهشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1391 21:20
خدا جون سلام ازت سوال ندارم فقط یه خواهش دارم آرامش می خوام اول برای همه اونایی که اینجا برات می نویسن بعد اگه یادت بود منم اینجام همین گوشه کنارا چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 18:21
-
56
دوشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1391 21:00
سلام خدا! چقدر دلم برات تنگ شده... چند روزیه انگار یادت رفت ... که منم یادم بره ... دلم خیلی گرفته ... حرف میزنم ـ میخندم ولی نمیدونم کجامو، دارم چیکار می کنم ... چقدر ما بنده هاتو بی ملاحظه و پر توقع کردی ... دهن که باز می کنیم تو هم حیرت زده میشی امروز حتی دلم گریه میخواد ... بلند و هق هق ـ اینقدر به همه چی فک کردم...
-
55
یکشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1391 23:07
خدایا خیلی دلم گرفته است ، چرا عاشقای حقیقی هیچ وقت بهم نمی رسن ، فقط زجر می کشن ، فقط اشک و آه و گریه تا کی ؟ حالا که رفته چرا کاری باهاش می کنی که دوباره زنگ بزنه و داغمو تازه تر کنه. چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 08:23
-
54
جمعه 15 اردیبهشتماه سال 1391 23:25
امروز 13 دی ! ساعت از یک نیمه شب گذشته... چندوقتی بود که درست حسابی باهم حرف نزده بودیم... امشب صدات کردم و تو هم جواب دادی... آ خدا کلی شاد شدم... کلی حالم خوبه توی این روزای گند... اما خداییش خیلی خوب جواب دادی ایندفعه... یعنی حیرون موندم... بیا و هرشب به یه عده از این فازهای مضاعف بده... چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت...
-
53
پنجشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1391 22:10
اول یه سوال دارم ازت رفیق! باید ب شماهم سلام بدیم؟! یعنی با این کلمه شمارو صدا میزنیم یا مثل همون سلام هایی هست که هروقت همدیگرو میبینیم نشونه ی آشنایی و شروع صحبت و ایناس؟! بعدشم اینکه این سومین باره که میام تو این وبلاگ حرفامو به شما بزنم ولی تو هر سه بار نت، رَم کرده و نشده حرفام ثبت شه.. این بار فقط اومدم حضوری...
-
52
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1391 22:58
گفتم خدایاازهمه دلگیرم…گفت حتی ازمن؟ گفتم خدایادلم را ربودند…گفت پیش ازمن؟ گفتم خدایاچقدردوری…گفت تو یا من؟ گفتم خدایاتنهاترینم…گفت پس من؟ گفتم خدایاکمک خواستم…گفت ازغیرمن؟ گفتم خدایادوستت دارم…گفت بیش ازمن؟ گفتم خدایااینقدرنگومن…گفت من توام،تومن… دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 23:06
-
51
سهشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1391 22:21
خدایا امروز خیلی خوشحالم چون اولین حقوقمو گرفتم خدایا امروز خیلی خوشحالم چون رییسم امروز حالش خوب بود و سرم داد نزد خدایا امروز خیلی خوشحالم چون ناهار سبزی پلو با ماهی خوردم خدایا امروز خیلی خوشحالم چون داداشم بسلامت از سفر برگشت خدایا امروز خیلی خوشحالم چون داداشم سوغاتی واسم اورد خدایاااااااا دوست دارم.....بوووووووس...
-
50
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 23:15
سلام خدای بزرگ.خوبی؟ خدایا خداییش دیگه خسته شدم...چی کار کنم؟خدایا اعصابم خورده از دست خودم،زندگی،همه چی...دلم فقط آینده رو میخاد... فقط خدایا تو ام خسته میشی اینقد بنده هات میان بهت این حرفارو میزنن.نه؟حتما این حرفا خیلی واست تکراریه اما اگه ب تو نگم،ب کی بگم؟...میدونم اینا ناشکریه چون من یه آدم خوشبختم...خدایا لطفا...
-
49
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1391 22:23
خدایا شرایط ِ سختیه ... این جمله از زبون همه آدمهای دنیاست . هرکسی یه جوری ... شرایط رو واسمون آسون کن ... کم میاریما ، ... یه زمانی حس میکنم این همه فشار رو چجوری باید تحمل کنیم ... به خودم میگم توکل به خدا درست میشه ... اما سالهاست که هیچی درست نشده ... دیگه داریم توی ویرونه زندگی میکنیم ...خدایا هیچی واسمون نمونده...
-
48
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1391 22:58
یعنی خدا همان قدر با گرگ مهربان است که با بره ها؟ یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 18:58
-
47
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 21:13
ای خدا چرا عاشقا رو بهم نمی روسونی ؟ چرا اونا باید اینقدر زجر بکشند ؟مگه چه گناهی کردن ؟ غیر از اینه که فقط عاشقن شنبه 10 دی 1390 ساعت 09:31