-
۱۳۵
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 13:37
دلم برای دلت عجیب گاهی میگیرد خدایا من اینجا و تو انجا میدانی چند وقت هست که نیستی؟ بخوان مرا به سوی خودت اگر نیامدم هم ، کشان کشان ببر ... دلم برایت عجیب تنگ است ... گواهش هم این دانه های اشک است ... یکشنبه 25 تیر ماه سال 1391 ساعت 22:17
-
۱۳۴
سهشنبه 10 مردادماه سال 1391 01:53
خالقم ،معبودم ،تمام وجودم از تو اگر روزی صد هزار بار هم بگم شکرت ، بازم کمه مهربانم این یه ذره ایمان رو از من نگیر یکشنبه 25 تیر ماه سال 1391 ساعت 16:54
-
۱۳۳
دوشنبه 9 مردادماه سال 1391 14:26
کمکم کن بازم همه چیز داره خراب میشه .... شنبه 24 تیر 1391 ساعت 14:15
-
۱۳۲
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 04:14
خدا قربوونت!نمی شه بی خیال ماه رمضوون شی؟:دی نگیریم!از عذاب وجدان می میریم!بگیریمم ک از گشنگی و تشنگی!!!! دو راهیه سختیه!:دی شنبه 24 تیر 1391 ساعت 01:26
-
۱۳۱
شنبه 7 مردادماه سال 1391 00:33
سلام خدا خوبی؟ چقدر دلم گرفته! اصلا این روزا نمیدونم چیکار کنم! از این حالو هوا متنفرم! کاش بودی خدا... کاش بودی پیشم... شنبه 24 تیر 1391 ساعت 00:24
-
۱۳۰
جمعه 6 مردادماه سال 1391 00:51
سلام خدا خوبی؟ میخواستم بگم نمیدونم باید به خاطر این ازت تشکر کنم یا واست شاکی بازی در بیارم خیلی میترسم اصلن کلا میبینی که چجوری شدم؟ واقعا خیلی از خودم میترسم من که هیچ ... خرم از پل گذشت... اونو خودت هواشو داشته باش راستی! ... هیچی...بیخیال پنجشنبه 22 تیر 1391 ساعت 22:08
-
۱۲۹
پنجشنبه 5 مردادماه سال 1391 03:55
slm onghadr dardodel daram ke had nadare ama be ki begam kiye ke gosh bede سه شنبه 20 تیر 1391 ساعت 17:35
-
۱۲۸
سهشنبه 3 مردادماه سال 1391 23:42
خدایا حتی هزارم ثانیه ای هم به حال خود رهامون نکن .. سه شنبه 20 تیر 1391 ساعت 17:15
-
۱۲۷
سهشنبه 3 مردادماه سال 1391 00:07
خدایا باز هم گیر مسایل مالی شدیم خودت کمک کن برطرف بشه و بتونیم زودتر بریم سر خونه زندگیمون خودت میدونی که خیلی چیزها ازت می خوام اما فعلا این ارجحیت داره برام ممنون میشم زیاد منتظر نمونیم عاشقتم سه شنبه 20 تیر 1391 ساعت 14:07
-
۱۲۶
یکشنبه 1 مردادماه سال 1391 23:23
خدایا کمکم کن راه زندگی رو پیدا کنم لیاقت بنده ی خوبت بودن رو پیدا کنم خدایا کمکم کن راهتو پیدا کنم و از این تاریکی بیرون بیام دوشنبه 19 تیر 1391 ساعت 19:47
-
۱۲۵
شنبه 31 تیرماه سال 1391 00:02
خدا جونم دیروز ختم مامان یکی از بنده های مهربونت بودم با هر بار نگاه کردنش دل آدمی ریش میشد البته اگر دلی برامون مونده باشه چون بعضی از آدمات که اومده بودن نه تنها همدردی نمیکردن بلکه جز حرف زدن کار دیگه ای نمیکردن و کافی بود که اون عزیزت که عزادارش کردی این صحنه رو میدیدآخ که چه نیشدری به قلب زحمیش میخورد خدا جونم من...
-
۱۲۴
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1391 23:39
بنام انکه سختی هارا برایم خواسته خدایا اینهمه سختی یعنی واقعا ارزش داره خدایا من همیشه از خودم میپرسم روز قیامت میخوای چی بهم بگی میگی امتحانت میکردم بی انصاف چقد امتحان الان17 سالمه از 1سالگی یه دل خوشی نداشتم این چجور امتحانیه. زندگی غم کده ای بیش نبود سهم ما جز غم و تشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشم که کدام...
-
۱۲۳
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1391 00:23
میشه هر سنگ تو راهم یه نشونه واسه موندن موندنو نفس کشیدن تا به تو آخر رسیدن میشه هر شبه سیاهی دلیله ابری دوباره دلیله بارونه فرداست از تو نعمتی دوباره شنبه 17 تیر 1391 ساعت 21:05
-
۱۲۲
سهشنبه 27 تیرماه سال 1391 00:56
خدایا چقدر دلتنگتم............... خدایا........ قرارم باش و یارم باش جهان تاریکی محض است میترسم کنارم باش............ جمعه 16 تیر 1391 ساعت 19:06
-
۱۲۱
دوشنبه 26 تیرماه سال 1391 11:35
خداوندا قرارم باش و یارم باش جهان تاریکی محض است میترسم کنارم باش خداوندا.... به خواب دوستانم:آرامش به بیداریشان:آسایش به زندگیشان:عافیت به عشقشان:ثبات ... به مهرشان:وفا به عمرشان:عزت به رزقشان:برکت و به وجودشان صحت عطا بفرما. خدایا ! ببار باران را، برای من که گناه آلوده ام نه ولی برای او که بی گناه است ببار، برای ما...
-
۱۲۰
یکشنبه 25 تیرماه سال 1391 11:00
با من تماس بگیر، خدایا هر روز شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال می کند هی با شماره های غلط ، زنگ می زند، آن وقت من اشتباه می کنم و او با اشتباه های دلم حال می کند. دیروز یک فرشته به من می گفت: تو گوشی دل خود را بد گذاشتی آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ آخر چرا جواب ندادی چرا بر نداشتی؟! یادش به خیر آن روزها...
-
۱۱۹
شنبه 24 تیرماه سال 1391 01:07
فقط خدا عشقم خدا بنده خدام مخلص خدام خدمت به بنده هاش خدمت به اونه زندگی میکنم واسه خدا میمیرم واسه خدا فقط خدا شنبه 10 تیر 1391 ساعت 20:51
-
۱۱۸
جمعه 23 تیرماه سال 1391 10:36
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن یک امشبی با من بمان , با من سحر کن پنجشنبه 8 تیر 1391 ساعت 15:37
-
۱۱۷
پنجشنبه 22 تیرماه سال 1391 10:19
سلام با اینکه گاهی در بودنت شک میکنم اما روزی نیست که بهت فکر نکنم کاش باشی واقعا باشی سه شنبه 6 تیر 1391 ساعت 02:27
-
۱۱۶
چهارشنبه 21 تیرماه سال 1391 19:26
دلم گرفته... از اون گرفتنایی که دوسش دارم...هر چند وقت یه بار دوست دارم این حس رو... اما خدا جونم، می دونی که من ظرفیتم کمه...پس طولانیش نکن لطفا...خوذت همشو حل کن...با قشنگترین راه حل ها اگه گریه نبود چه بد بود...... یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 23:37
-
۱۱۵
سهشنبه 20 تیرماه سال 1391 17:06
دیگه کارمو کردم! برامم مهم نیس بقیه چی فکر میکنن من اینطوری راحت ترم! تازشم الان اوضاع بد نیس! خوب نیستا ولی خب بدم نیس دیگههههههههههههههه تو که همه چیو میدونی! چی بگم بهت! راستی! واسه امتحان فردا کمکم کن! انقدر میترسم پاس نشم! بد بخت میشما! :دی شنبه 3 تیر 1391 ساعت 17:52
-
۱۱۴
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 19:33
سلام خدای عزیزم . امشب شب بسیارمبارکیه و منم اومدم پیشت تاحالاکه تو هم خوشحالی و شاد هستی ازت کمک بخوام . میدونی که امشب تولد امام حسینه و بهترین بهترین بنده هات امشب شادو خوشحال هستن مگرنه اینکه همه ی دنیارو به خاطروجود مبارکشون آفریدی. خدایا خیلی کمکم کن خدای مهربونم . کلا چندروزی هست که میدونی ناراحت و غمگین و...
-
۱۱۳
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 11:46
خدایا مگه خودت نگفتی از رگ گردن به من نزدیک تری؟؟؟ من این حرفا سرم نمیشه. بیا پایین بغلم کن. خیلی خستم. دوشنبه 29 خرداد 1391 ساعت 17:31
-
۱۱۲
شنبه 17 تیرماه سال 1391 23:18
میگی از رگ گردن بهتون نزدیکترم پس خیلی بی رگ شدیم که اینقدر دوری شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 09:49
-
۱۱۱
جمعه 16 تیرماه سال 1391 18:46
نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه از نو برایت می نویسم حال همه ما خوبست اما تو باور مکن !... شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 09:29
-
۱۱۰
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 23:34
خداجونم به خاطر معجزه این روزهایت ممنونم.همین جمعه 26 خرداد 1391 ساعت 00:04
-
۱۰۹
چهارشنبه 14 تیرماه سال 1391 13:08
(نوشته بودی واسه خدا نظر بذاریم پس بیخیال ک میخوام تو وبلاگ تو با خدا حرف بزنم) سلام عزیزترینم قبل هرچی ببخش که امروز از 7 ماه مریض بودنم شاکی شدم و به زبون آوردمش، واقعا شرمندم! خدایا من دلم فقط تو رو میخواد، مثل خورشیدت روشنه که تو راهت شاد میشم ولی شجاعت قدم گذاشتن تو جاده نور رو ندارم:-( خدایا تکلیف حماده چی...
-
۱۰۸
سهشنبه 13 تیرماه سال 1391 20:13
خدایا مواظب عشقم باشو یاریش کن چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت 20:15
-
۱۰۷
دوشنبه 12 تیرماه سال 1391 23:40
خدایا راضیم به رضای تو دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 18:33
-
۱۰۶
دوشنبه 12 تیرماه سال 1391 11:25
سلام عرض شد... خواستم بگم ...نه... ولش کن..خودت که داری میبینی حال این روزا رو... فقط تو میبینی این نقابو... من هنوزم میگم شکرت خدا...تا ببینم صبر من زودتر تموم میشه...یا تو... شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 23:00