رفت ...
یعنی بردیش پیش خودت ... یادته گفتم این زن نازنینه ؟ یادته گفتم کمکش کن ؟
تو
اون رو گرفتی ازش ... شاید ترجیح من این بود که سلامتی رو بهش برگردونی و
شادی رو به خونشون ... الان فقط لباس سیاه تنشون کردی ... نمیدونم ... من
از کار تو سر درنمیارم ... شاید این بهتر باشه ... هرچند ترجیح من شادی بود
... سلامتی بود ... رهایی از شر بیماری بود ...
سه شنبه 28 شهریور ماه سال 1391 ساعت 23:49